داستان بسیار زیبا ، کوتاه ، آموزنده و جالب مرد هیزم شکن

http://gamach.persiangig.com/image/hizom shekan1.jpg

روزی هیزم شکنی در یک شرکت چوب بری دنبال کار می گشت و نهایتا توانست برای خودش کاری پیدا کند. حقوق ومزایا و شرایط کار بسیار خوب بود، به همین خاطر هیزم شکن تصمیم گرفت نهایت سعی خودش را برای خدمت به شرکت به کار گیرد.

 رئیسش به او یک تبر داد و او را به سمت محلی که باید در آن مشغول می شد راهنمایی کرد.


روز اول هیزم شکن 18 درخت را قطع کرد. رئیس او را تشویق کرد و گفت همین طور به کارش ادامه دهد. تشویق رئیس انگیزه بیشتری در هیزم شکن ایجاد کرد و تصمیم گرفت روز بعد بیشتر تلاش کند اما تنها توانست 15درخت را قطع کند.

روز سوم از آن هم بیشتر تلاش کرد ولی فقط 10 درخت را قطع کرد. هرروز که می گذشت تعــداد درخت هایی که قطع می کرد کمتر و کمتر می شد. پیش خودش فکرکرد احتمالا بنیه اش کم شده است.

پیش رئیس رفت و پس از معذرت خواهی گفت که خودش هم از این جریان سر در نمی آورد.

رئیس پرسید:آخرین باری که تبرت را تیز کردی کی بود؟

هیزم شکن گفت: تیز کردن؟

من فرصتـی برای تیز کردن تبرم نداشتم تمام وقتم را صرفقطع کردن درختان می کردم!


راستی آخرین باری كه تبرتان را تیز كردید كی بود؟؟؟

12 آیه از قرآن

حضرت علی فرمودند:

 اختیار كردم از كتب آسمانی دوازده آیه را ، و روزی سه بار به آنها نگاه می كردم.


1.       ای فرزند آدم! تا سلطنت من باقیست از هیچ صاحب قدرتی نترس كه سلطنت من باقی و همیشگی ست.

2.       تا خزانه من پر است در غم روزی مباش و بدان كه گنجینه من هرگز خالی نمی شود.

3.       قسم به حق من بر تو كه من دوست توام، تو نیز دوست من باش.

4.       به كسی جز من دل مبند زیرا منم كه به تو نزدیك بوده و خواسته های ترا برآورده می سازم.

5.       همه چیز را برای تو و تو را برای عبادت آفریدم.

6.       تو را از خاك آفریدم خسته نشدم، چگونه روزی رساندن به تو مرا خسته می كند؟

7.       برای خاطر خود بر من خشم می گیری؟ آیا می شود به خاطر من بر نفست خشمگین شوی؟

8.       آنكه ترا میخواهد به خاطر خودش میخواهد. من تو را برای خودت میخواهم، از من فرار مكن.

9.       برای من است بر تو واجباتی و برای تو است بر من معایشی، تو تخلف می كنی ولی در كار من تخلف راه ندارد.

10.    منی كه امروز عبادت فردا را از تو نمی خواهم، تو نیز عبادت فردا را از من مخواه.

11.    تا آنچه نصیب توست راضی باشی آسوده و پسندیده خواهی بود، اگر غیر از این باشد دنیا را بر تو چیره خواهم كرد تا چون درندگان بیابان راه روی. به نصیب می رسی اما خود را بی اجر كرده ای.

12.    همچنان كه در حضور شهریاران می ایستی در عبادت من بایست. اگر تو مرا نمی بینی، من تو را می بینم.

دو داستان قشنگ


پسر کوچکی وارد داروخانه شد، کارتن جوش شیرنی را به سمت تلفن هل داد. بر روی کارتن رفت تا دستش به دکمه های تلفن برسد و شروع کرد. به گرفتن شماره ای هفت رقمی  مسئول دارو خانه متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش داد. پسرک پرسید: خانم، می توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن ها رابه من بسپارید؟ زن پاسخ داد،کسی هست که این کار را برایم انجام می دهد. پسرک گفت:خانم، من این کار را نصف قیمتی که او می گیرد انجام خواهم داد. زن در جوابش گفت که از کار این فرد کاملا راضی است  پسرک بیشتراصرار کرد و پیشنهاد داد خانم،من پیاده رو و جدول جلوی خانه را هم برایتان جارو می کنم، در این صورت شما در یکشنبه زیباترین چمن را در کل شهر خواهید داشت. مجددا زن پاسخش منفی بود  پسرک در حالی که لبخندی بر لب داشت،گوشی راگذاشت. مسئول داروخانه که به صحبت های او گوش داده بود به سمتش رفت وگفت: پسر…از رفتارت خوشم میاد؛ به خاطر اینکه روحیه خاص و خوبی داری دوست دارم کاری بهت بدم پسر جوان جواب داد نه ممنون، من فقط داشتم عملکردم رو می سنجیدم، من همون کسی هستم که برای این خانوم کار میکنه!!!
                                      
******************************************************************
دو برادر با هم در مزرعه خانوادگی كار می كردند كه یكی از آنهاازدواج كرده بود و خانواده بزرگی داشت و دیگری مجرد بود .
شب كه می شد دو برادر همه چیز از جمله محصول و سود را با هم نصف می كردند . یك روز برادر مجرد با خودش فكر كرد و گفت :‌
(( درست نیست كه ما همه چیز را نصف كنیم . من مجرد هستم و خرجی ندارم ولی او خانواده بزرگی را اداره می كند . ))
بنابراین شب كه شد یك كیسه پر از گندم را برداشت و مخفیانه به انبار برادر برد و روی محصول او ریخت .
در همین حال برادری كه ازدواج كرده بود با خودش فكر كرد و گفت :‌(( درست نیست كه ما همه چیز را نصف كنیم . من سر و سامان گرفته ام ولی او هنوز ازدواج نكرده و باید آینده اش تأمین شود . ))
بنابراین شب كه شد یك كیسه پر از گندم را برداشت و مخفیانه به انبار برادر برد و روی محصول او ریخت .
سال ها گذشت و هر دو برادر متحیر بودند كه چرا ذخیره گندمشان همیشه با یكدیگر مساوی است . تا آن كه در یك شب تاریك دو برادر در راه انبارها به یكدیگر برخوردند . آن ها مدتی به هم خیره شدند و سپس بی آن كه سخنی بر لب بیاورند كیسه هایشان را زمین گذاشتند و یكدیگر را در آغوش گرفتند .

دعای هر روز ماه مبارک رمضان   

دعای روز پنجم ماه مبارک رمضان
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ اجْعَلْنی فیهِ من المُسْتَغْفرینَ واجْعَلْنی فیهِ من عِبادَک الصّالحینَ القانِتین واجْعَلْنی فیهِ من اوْلیائِک المُقَرّبینَ بِرَأفَتِک یا ارْحَمَ الرّاحِمین .

خدایا قرار بده در این روز از آمرزش جویان وقرار بده مرا در این روز از بندگان شایسته و فرمانبردارت و قرار بده مرا در این روز از دوستان نزدیکت به مهربانى خودت اى مهربان ترین مهربانان .


حتما نگاه کنید: شرح دعای روز پنجم ماه رمضان از زبان مرحوم آیت‌الله مجتهدی تهرانی



دعای روز چهارم ماه مبارک رمضان

اللَّهُمَّ قَوِّنِى فِیهِ عَلَى إِقَامَةِ أَمْرِکَ وَ أَذِقْنِى فِیهِ حَلاوَةَ ذِکْرِکَ وَ أَوْزِعْنِى فِیهِ لِأَدَاءِ شُکْرِکَ بِکَرَمِکَ وَ احْفَظْنِى فِیهِ بِحِفْظِکَ وَ سِتْرِکَ یَا أَبْصَرَ النَّاظِرِینَ

خدایا مرا در این روز بر اقامه و انجام فرمانت قوت بخش وحلاوت وشیرینی ذکرت را بمن بچشان وبرای ادای شکر خود به کرمت مهیا ساز و در این روز به حفظ و پرده پوشی ات مرا از گناه محفوظ دار ای بصیرترین بینایان عالم .

حتما نگاه کنید: شرح دعای روز چهارم ماه رمضان از زبان مرحوم آیت‌الله مجتهدی تهرانی



دعای روز سوم ماه مبارک رمضان

اللّهمَّ ارزُقنی فیهِ الذّهنَ وَ التَّنبیهَ وَ باعِدنی فیهِ مِنَ السَّفاهَةٍ وَالتَّمویهِ واجعَل لی نصیباً مِن کُلِّ خَیرٍ تُنزِلُ فیهِ بِجُودِکَ یا اَجوَدَ الاَجوَدینَ.

خدایا در این روز مرا هوش و بیداری در کار اطاعتت نصیب فرما واز سفاهت وجهالت وکارهای باطل دور گردان واز هر چیزی واز هر چیزی که در این روز نازل می فرمایی مرا نصیب بخش به حق جود وکرمت ای بخشنده ترین بخشندگان



دعای روز دوم ماه مبارک رمضان

اللهمّ قَرّبْنی فیهِ الى مَرْضاتِکَ وجَنّبْنی فیهِ من سَخَطِکَ و نَقماتِکَ و وفّقْنی فیهِ لقرآئةِ آیاتِکَ برحْمَتِکَ یا أرْحَمَ الرّاحِمین.

خداوندا، مرا در این روز به رضا و خشنودیت نزدیک ساز و از خشم و غضبت دور فرما و برای قرائت آیات قرآنت توفیق ده، به حق رحمتت ای مهربان‌ترین مهربانان.





دعای روز اول ماه مبارک رمضان

أَللّهُمَّ اجْعَلْ صِیامی فیهِ صِیامَ الصّآئِمینَ، وَ قِیامی فیهِ قِیامَ الْقآئِمینَ؛ وَ نَبِّهْنی فیهِ عَنْ نَوْمَةِ الغافِلینَ، وَ هَبْ لی جُرْمی فیهِ یا إِلهَ الْعالَمینَ، وَاعْفُ عَنّی یا عافِیاً عَنِ الْمُجْرِمینَ.

خداوندا روزه‌ام‌ را در این‌ روز مانند روزه‌ روزه‌داران‌ و شب‌‌زنده‌داری‌ام‌ را مانند شب‌زنده‌‌داری‌ شب‌‌زنده‌داران‌ قرار ده؛ و مرا در این‌ روز از خواب‌ بی‌خبران‌ بیدار کن‌ و گناهم‌ در این‌ روز بخشای‌، ای‌ معبود جهانیان‌ و از من‌ درگذر، ای‌ درگذرنده‌ گنهکاران.

داستان هایی زیبا از ملاقات با امام عصر علیه السلام   

روز پنجم ماه مبارک رمضان

داستان ملاقات محمد بن عیسی بحرینی با امام زمان (عج)


والی به وزیر گفت این دلیل روشن و برهان محکمی است برابطال مذهب رافضی ها (شیعیان) نظر تودرباره مردم بحرین چیست وزیر گفت این جماعت متعصب هستند و منکر دلائل میشوند امر کن آنها را حاضر کنند و این انار را به آنها نشان بده اگر پذیرفتند و به مذهب ما درآمدند شما ثواب فراوان برده اید و چنانچه نپذیرفتند


ادامه داستان را در اینجا ملاقات محمد بن عیسی بحرینی بخوانید

روز چهارم ماه مبارک رمضان

داستان باغبان


هوا تاریک شده بود. همه‌ی افراد قافله نگران بودند. یکی گفت: حالا چه کنیم؟ اگر از مدینه و مکه بازگشتیم، جواب زن و بچه‌اش را چه دهیم؟ یکی دیگر گفت: اگر ما تند نمی‌رفتیم، سید احمد عقب نمی‌ماند. دیگری گفت: اگر سید گرفتار راهزن‌های جاده نشده باشد، حتماً تا الان گرگ‌های گرسنه حسابش را رسیده‌اند.

کاروان برای نماز صبح ایستاد. همگی وضو گرفتند و نماز را به جماعت خواندند. بعد از اتمام نماز، ناگهان صدای ناله‌ای بلند شد. چشم‌ها به سوی صاحب ناله خیره گشت. همه تعجب کرده بودند! سید احمد!؟ آن هم در این موقع که کاروان چند کیلومتر از او دور شده بود! این غیر ممکن بود! اما واقعیت داشت!

همگی دور سید حلقه زدند و از او خواستند تا شرح ماجرا را بگوید. او آرام آرام شروع به سخن نمود:

ادامه داستان را در اینجا تشرف باغبان بخوانید .

روز سوم ماه مبارک رمضان

داستان پیرمرد قفل ساز و ملاقات امام زمان(سلام الله علیه)
استاد بزرگوار حضرت آیت‌الله حاج آقا حسن صافی اصفهانی قدّس‌سره داستانی را نقل می کردند که بسیار شنیدنی و عبرت آموز است:

در کربلای معلّا یکی از علما که به علوم غریبه آگاهی داشته است، تصمیم می‌گیرد که به وسیله علم جفر خود را به امام عصر (سلام‌الله‌علیه) برساند. در نتیجه در داخل یکی ازغرفه های صحن امام حسین‌ (سلام‌الله‌علیه) به محاسبات این علم می‌پردازد. پاسخی که دریافت می‌دارد  این بوده  است که امام داخل صحن با پیرمردی قفل‌ساز در حال صحبت هستند و گل می‌گویند و گل می‌شنوند که...

ادامه داستان را در اینجا ( تشرف پیرمرد قفل ساز) بخوانید .

روز دوم ماه مبارک رمضان
تشرف حاج علی بغدادی به محضر امام عصر(عج):

مرحوم حاج میرزا حسین نوری(ره) در معرفی حاج علی بغدادی(ره) می‏نویسد:

حاج علی مذکور، پسر حاج قاسم کرادی بغدادی است و او از تجّار و فردی عامی است. از هر کس از علما و سادات عظام کاظمین و بغداد که از حال او جویا شدم، او را به خیر و صلاح و صدق و امانت و مجانبت از عادات سوء اهل عصر خود مدح کردند.

مرحوم علامه نوری که خود حاج علی بغدادی را از نزدیک دیده و حکایت او را از زبانش شنیده، چنین می‏نویسد:


در ماه رجب سال گذشته که مشغول تألیف کتاب «جنة‏المأوی» بودم عازم نجف اشرف شدم برای زیارت مبعث، سپس به کاظمین مشرف شدم و پس از تشرف و زیارت به خدمت جناب آقا سید حسین کاظمینی(ره) که در بغداد ساکن بود رفتم و از ایشان تقاضا کردم جناب حاج علی بغدادی را دعوت کند تا ملاقاتش با حضرت بقیة‏ الله‏ (ارواحنا فداه) را نقل کند، ایشان قبول نمود. و حاج علی بغدادی را دعوت نمود که با مشاهده او آثار صدق و صلاح از سیمایش به قدری هویدا بود که تمام حاضران در آن مجلس با تمام دقتی که در امور دینی و دنیوی داشتند، یقین و قطع به صحت واقعه پیدا کردند.


ادامه داستان را در اینجا (تشرف حاج علی بغدادی) بخوانید.


روز اول ماه مبارک رمضان
تشرف دختری مسیحی خدمت امام عصر ارواحنا فداه:


دانشجویی مسملان و ایرانی در آمریکا تحصیل می کرد، حسن اخلاق و برخورد اسلامی او موجب شد که یکی از دختران مسیحی آمریکایی به او محبت خاصی پیدا کرد، در حدی که پیشنهاد ازدواج با او نمود.

دانشجو به او گفت: اسلام اجازه نمی دهد که من مسلمان با تو که مسیحی هستی ازدواج کنم مگر اینکه مسلمان شوی، دانشجو به دنبال این سخن کتابهای اسلامی را در اختیار او گذاشت، او در این باره تحقیقات و مطالعات فراوانی کرد و به حقانیت اسلام پی برد و مسملان شد و با آن دانشجو ازدواج کرد.

حلول ماه مبارك رمضان ، ماه مهماني خدا ، ماه عبادت و خودسازي
 بر همگان مبارك باد

زندگی

آدما نقشای رنگین

گاهی شادن

گاهی غمگین

آخه زندگی بنا نیست

که بمونه شاد و شیرین

زیر آسمون این شهر

چرا دشمنی چرا قهر

وقتی می شه که فنا کرد

جام زندگی رو از زهر.

آدما ...

آدما از جنس برگند

                      گاهي سبزند

 گاهي پائيزن و زردند

                         زمستون ديده نميشن

تابستون سايبون سبزند

                           آدما خيلي قشنگن

 حيف كه هر لحظه يه رنگند

                              

مرا ببخش

دروغ می گفت ،‌دیگری را دوست می داشت .
بارها گفتم : دوستم داری ؟؟؟؟؟
گفت : آری
تا دیری خاموش بودم . ولی آخر از پای شكیب افتادم
 و گفتم ، راست بگوی تو را خواهم بخشید ،‌آیا دل به
 دیگری بستی ؟؟؟؟
گفت : نه !!!!
فریاد زدم ، بگو راستش را ،‌ هر چه هست تو را
خواهم بخشید و از گنهت هر چند سنگین باشد
خواهم گذشت ،....
عاقبت با آرز
وی فر اوان پیش آمد و گفت :
مرا ببخش ..... دیگری را دوست دارم .
گفتم : حال كه سالها تو به من دروغ می گفتی ،
 این بار هم من به تو دروغ گفتم .
تو را نخواهم بخشید ........

_____________________________________________

از کسی که دوستش داری ساده دست نکش.
شاید دیگه هیچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشی
 و از کسی هم که دوستت داره بی تفاوت عبور نکن .
 چون شاید هیچ وقت ، هیچ کس تو رو مثل اون دوست
نداشته باشد

معروفترىن جاسوسان زن جهان : از ارتباط با انىشتن تا سرقت اطلاعات بمب اتم

alt

معروف ترىن جاسوسان زن جهان به ترتىب

از سمت راست بالا : آندره پىل، ژوسفىن بىکر، آنا چاپمن و کرىستىنا اسکابرىک

پائىن از سمت راست : آنا فرمانووا، مارىا کوننکووا، وىولت اسزابو و ماتا هارى

ادامه نوشته

حقه‌ها و ترفند‌هاى اىنترنتى

http://www.iranvij.ir/upload/images/zbj89t7urqylyqp46hwv.jpg

اگر از افرادى هستىد که وب گردى کار اساسى شماست و شب و روز در حال سر زدن به ساىت هاى مختلف هستىد توصىه ما اىن است که تمام اىن مقاله را حفظ کنىد و ىاد بگىرىد زىرا بسىار بسىار براى شما کارامد است.

ادامه نوشته

یوزر و پسوردهای نود 32 -- 12 مرداد 89

12 مرداد 1389


ESET NOD32 ANTIVIRUS (EAV) USERNAME PASSWORD

UserName : TRIAL-33769402
Password: un6h8ftd8s
EDITION:ESS/EAV

ادامه نوشته

ميلاد منجي عالم بشريت مبارك باد

را رسيدن نيمه شعبان ميلاد يگانه منجي عالم بشريت ، قطب عالم امكان ، حضرت بقيه الله الاعظم  امام مهدي (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بر عاشقان و منتظران امام عزيز

 و همه شهيدان در راه حق ، ملت بزرگ تبريك و تهنيت عرض مي نماييم


الهم عجل لولیک الفرج بحق فاطمه الزهرا(س)....

سلام برتو.....سلام برتو یگانه منجی...

این روزها با هرتغییراتش با هر گذر زمان بیشتر ازبیش زمان به ظهورت نزدیک تر می شود....

اینهمه فتنه  ...این همه آشوب...

این همه فساداینهمه ظلم واینهمه ظالم ...همه گواه است که کسی باید بیاید وحق مظلومان ویتیمان زمان را ازآنها بستاند....

گریه های بیکسی یتیمان....آه مظلومان...صدای باران همه بهانه تورا گرفتهاند وتورا می خوانند.....


خدای من!چه باران زیبایی...این نعمت زیبایت راشکر....کاش دعایمان زیرباران مستجاب میشد.....

الهم عجل لولیک الفرج بحق فاطمه الزهرا(س)....

عشق ‘نيمه ماه شعبان خواهد آمد....

حسين سلطان عشق

عباس ساقي عشق

زينب شاهدعشق وسجاد راوي عشق است اين است كاروان عشق ...وخود عشق درراه است...

 

عشق ‘نيمه ماه شعبان خواهد آمد....

تعجيل درفرجش صلوات.التماس دعاي فرج


 

اعيادشعبانيه برهمگان مبارك