معروف ترين ضرب المثل هاى جهان

انسان صد سال هم زندگى نمى کند ولى غصه هزار سال را مى خورد. ((چينى))

اگر نمى خواهى سرت کلاه برود قىمت جنس را از سه مغازه بپرس. ((چينى))

اشتباه ىک لحظه، يک عمر اندوه به بار مى آورد. ((چينى))

ارزش دختر يک دهم ارزش پسر است! ((چينى))

اگر نخ دراز باشد ، باد بادک خيلى دور پرواز مى کند. ((چينى))

اگر پول داشته باشى اژدها هستى واگر پول نداشته باشى کرم. ((چينى))

اگر پير هستيد اندرز بدهيد . اگر جوان هستيد ، اندرز پذير باشيد ((چينى))

اگر فقير با ثروتمند معاشرت کند ، ديگر شلوار نخواهد داشت که به پا کند. ((چينى))

آنکه تهمت مى زند هزار بار مى کشد و قاتل فقط يکبار ((چينى))

اول لاغرها سرماى زمستان را حس مکنند ((چينى))

اگر دوستت عسل است او را نخور. (( عربى))

آنکه اسير عادت هست لاىق زنگى نيست (( عربى))

اگر پدر پياز باشد و مادر سىر ،چگونه مى توان انتظار بوى خوش را داشت (( عربى))

اگر گريه نبود سرزمين وداع آتش مى گرفت. (( عربى))

الاغ هفت طريقه شنا بلد ست ولى موقعى که آب را مى بيند هر هفت طريقه را از ياد مى برد.

(( ارمنى))

عید مبعث مبارک


ای نام تو جانبخش تر از آب حیات
محتاج تو خلقی به حیات و به ممات
از بعثت انبیاء و ارسال رسل
مقصود تو بودی، به جمالت صلوات

 

.

آن شب ، شب بیست و هفتم رجب بود . محمد غرق در اندیشه بود که ناگهان صدایی گیرا
و گرم درغار پیچید :

بخوان! بخوان به نام پروردگارت که بیافرید ، آدمی را از لخته خونی آفرید

بخوان که پروردگار تو ارجمندترین است ،

همو که با قلم آموخت ، و به آدمی آنچه را که نمی دانست بیاموخت


عیدبزرگ مبعث، روزی که تاج بندگی حق تعالی و یکتا پرستی خداوند همچون مرصع‌ترین تاجهای بهشتی و کائنات با دستان مبارک جبرئیل بر سر محمد امین گذاشته می‌شود تا نوید بخش صلح، آرامش و ایمان باشد در بین زمینان و دین اسلام را که دین صلح و صفاست مژده دهد.


مبعث، روز برانگیختن خِردهای دفن شده در تابوت خرافه گرایی و جهل پیشگی،

و روز تولد عاطفه های زخمی شده در رقص شمشیرهای تعصب است

عید مبعث روز بزرگ مسلمانان، روز رحمت الهی و سخاوت در زمین و روز

پیامبری محمد امین و روز پایان جمود انسانیت بر همگان مبارک باد

http://aftablog.com/uploads/g/gmz467/19000.gif


تویی هم مصطفی و هم محمد

تو را در آسمان نامند احمد

تو کانون صفا مرد یقینی

تو عین رحمه للعالمینی

بعثت نه این سرور، سرور ولایت است

مبعث نه این چراغ، چراغ هدایت است

خورشید چون ز شرق حرا پرتو افکند

احمد نه این فروغ، فروغ رسالت است


 

امید آنکه لیاقت رحمتی از الطاف رحمة للعالمین را

داشته باشیم و این روز را به یادش گناه نکنیم



دعایی که غایبی برای غایبی دیگر کند

از همه دعاها زودتر مستجاب میشود

یا رسول الله! خودت برای ظهور آقامون دعا کن، امید که مستجاب شود

نجس ترین چیز دنیا !!!

گویند ( من نمیگم ) روزی پادشاهی این سوال برایش پیش می آید و می خواهد بداند که نجس ترین چیزها در دنیای خاکی چیست. برای همین کار وزیرش را مامور میکند که برود و این نجس ترین نجس ترینها را پیدا کند و در صورتی که آنرا پیدا کند و یا هر کسی که بداند تمام تخت و تاجش را به او بدهد.

 وزیر هم عازم سفر می شود و پس از یکسال جستجو و پرس و جو از افراد مختلف به این نتیجه رسید که با توجه به حرفها و صحبتهای مردم باید پاسخ همین مدفوع آدمیزاد اشرف باشد.  عازم دیار خود می شود در نزدیکی های شهر چوپانی را می بیند و به خود می گوید بگذار از او هم سؤال کنم شاید جواب تازه ای داشت بعد از صحبت با چوپان، او به وزیر می گوید من جواب را می دانم اما یک شرط دارد و وزیر نشنیده شرط را می پذیرد چوپان هم می گوید تو باید مدفوع خودت را بخوری وزیر آنچنان عصبانی می شود که می خواهد چوپان را بکشد ولی چوپان به او می گوید تو می توانی من را بکشی اما مطمئن باش پاسخی که پیدا کرده ای غلط است تو این کار را بکن اگر جواب قانع کننده ای نشنیدی من را بکش. خلاصه وزیر به خاطر رسیدن به تاج و تخت هم که شده قبول می کند و آن کار را  انجام می دهد سپس چوپان به او می گوید: " کثیف ترین و نجس ترین چیزها طمع است که تو به خاطرش حاضر شدی آنچه را فکر می کردی نجس ترین است بخوری"   !!!!

امان از دست خانمها

یک خانم 45 ساله که یک حملهء قلبی داشت و در بیمارستان بستری بود ..

در اتاق جراحی که کم مونده بود مرگ را تجربه کند حضرت عزرائیل رو دید و پرسید:

آیا وقت من تمام است؟

حضرت عزرائیل گفت:نه شما 43 سال و 2 ماه و 8 روز دیگه عمر می کنید .

در وقت مرخصی خانم تصمیم گرفت در بیمارستان بماند و عملهای زیر را انجام دهد

کشیدن پوست صورت-تخلیهء چربیها(لیپو ساکشن)-عمل سینه ها و جمع و جور کردن شکم .

فقط به فکر رنگ کردن موهاش و سفید کردن دندوناش بود !!!!

از اونجایی که او زمان بیشتری برای زندگی داشت از این رو او تصمیم گرفت
که بتواند بیشترین استفاده را از این موقعیت (زندگی) ببرد.

بعد از آخرین عملش او از بیمارستان مرخص شد

در وقت گذشتن از خیابان در راه منزل بوسیلهء یک آمبولانس کشته شد .

وقتی با حضرت عزرائیل روبرو شد او پرسید: من فکر کردم شما فرمودید من 43 سال دیگه
فرصت دارم چرا شما مرا از زیر آمبولانس بیرون نکشیدید؟

حضرت عزرائیل جواب داد : اِاِاِا شماییییییید نشناختمتون !!!

بدون شرح

vwko23vmjkbuwiquxc00 عکس های فوق العاده از گل ها | 2Pix.Org